از نيم‌کره جنوبی

Wednesday, October 25, 2006

به آهستگی

هوا باز سرد شده. زير فواره قطرات آب‌داغ با دور آهسته، دور خودت مي‌چرخي. دستها، پاها، گردن مي‌چرخند با دور کند. زمان کند مي‌گذره، آب همه‌چيز رو مي‌شويد، غبار روز و خستگي و هر فکري که مغزت را مشغول کرده، مستي رو اما نه. مرزي است بين مستي و هوشياري، مثل فاصله بين خواب و بيدارشدن، وصفش ‌ممکن نيست. به جهان ديگري تعلق داري، زمان کند مي‌گذره و همه‌چيز به آهستگي به رقص در مي‌آد.

‡

7 Comments:

  • با سلام
    ما هم اگه خدا بخواد تا 4 ماهه دیگه میایم اونجا...
    هم دانشگاهی میشیم ...
    موفق باشید و ایام بر شما خوش...

    By Anonymous Anonymous, at 2:49 PM  

  • راستی : yek_avareh.persianblog.com

    By Anonymous Anonymous, at 2:50 PM  

  • چه حس خوبي يعني ميشه اين طور بشه؟

    By Anonymous Anonymous, at 9:03 PM  

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام
    البته من فکر می‌کنم زمان تند از اون چیزی که ما تصورشو می‌کنیم می‌گذره

    By Anonymous Anonymous, at 10:07 AM  

  • in avakhere november dar nimkoreye jonoobi mishe key be zamane ma shomalia?;)

    By Blogger behrang, at 10:03 PM  

  • bache oomadi khabaram koni haaa

    By Anonymous Anonymous, at 11:21 PM  

  • Sareh khanoom chashm!

    By Blogger PO, at 2:26 PM  

Post a Comment

<< Home