از نيم‌کره جنوبی

Wednesday, January 04, 2006

من در كار كردن آدم سريعي نيستم. گاهي دوست دارم سريع باشم، به خصوص بعضي اوقات كه زير فشار ضرب الاجل ها قرار مي گيرم و افسوس ديروز و پريروزي رو مي خورم كه وقت بيشتري برام مونده بود و مي تونستم تندتر كاركنم و نكردم.
ولي راستش تازگي ها كشف كردم كه ته ته -ناخودآگاهم- با سرعت مخالفه و تو اين مدت اخير تلاش هاي -خود آگاهم- براي سرعت گرفتن رو خنثي كرده. يه چيزي توي من هست كه سرعت رو با كيفيت در تناقض مي بينه. بنابراين كار سريع مساوي كار سطحيه؛ يعني چيزي كه در نهايت موجب نارضايتي من از خودم مي شه.
ريشه هاش شايد برمي گرده به كمال گرايي افراطي من كه انگار درمان ناپذيره. اين بار رو ببخشيد ولي مجبورم اين برچسب رو بزنم به فرهنگ شرقي-ايراني كه اصلا كمال طلب افراطي پرورش مي ده و بس. خداييش ما شرقي ها- ايراني ها، به حد آزاردهنده اي كمال گراييم طوري كه عمل گرايي مون سخت رشد مي كنه. پس من حق دارم قسمتي از تقصيرها رو بندازم گردن هويت شرقيم و در مواقعي مثل الآن كه از فحش دادن به خودم خسته شدم يه كم هم بنالم از جبري كه تا ابد گرفتارشم: هويت شرقي.
مي دونم كه تغيير كردن ناممكن نيست ولي سخته. انگار دارن دست و پات رو از چهار طرف مي كشن كه ابعادت عوض شه خلاصه كه بابا جان اين تز بايد تا يك ماه ديگه تموم بشه حتي اگه من قدٌم دو متر اضافه بشه.

‡

1 Comments:

  • عجب سارای بلند قامتی خواهیم داشت!

    By Blogger Laleh, at 5:00 PM  

Post a Comment

<< Home